امروز بعد از مدتها داشتم نظرات دوستان در پست هاي عتيق را مي خواندم و به راستي كيفور و محظوظ گشته بودم . اي داد كه ياران را چه شد؟ كه ياري اندر كس نمي بينم. همه را قسم مي دهم به جان بي مايه هوچي و نوچه بي مقدارش بياييد و رونقي بر اين آشيان  دهيد و آن را سامان ببخشيد .

بحريست بحر عشق كه هيچش كناه نيست

آن جز آنكه جان بسپارند چاره نيست

راستش من اين روزها در فيس بووك زياد مشغول بودم اما انصاف بايد كه صفاي اين وبلاگ چيزي دگر است و جايگزيني برآن متصور نيست . دلم براي آن كل كل ها و سر به سر گذاشتن ها به قدر روزگار مردم سالخورده تنگ است.

همين