سربه سر دوستان وبلاگ نویس خوبم

سلام این هم یه جور دوستیه با شوخ هایی!!! که همیشه به من لطف داشته اند

 

 

 

ای اهل هنر هوار و داد از یاران

از چکه و چکه های شعر باران

ای کاش که روزی زن مهدی گردد

یک پیر زن زشت و گر و بی دندان

 

 

باید که به مرکز تمدن سر زد

با کله به چشم بیتی انتر زد

یا آنکه شب عروسی بیت اله

انبوه گل لاله به روی خر زد !!

 

 

«می گفت نمی شود مگر عاشق شد»

« این را که سرود بی خبر عاشق شد»

 شاید که شما باورتان هم نشود

طوماری ما مثال خر!!!! عاشق شد

به حسن لو لو

قابل توجه کسانی که زیادی احساساتی می شن مصرع سوم لپ را شامل می شود نه لب را و البته غیر از لپ به هیچ حوزه استحفاظی دیگری تجاوزی صورت نمی گیرد

بازهم شعر قشنگی گفتی

باز هم قلب مرا آشفتی

آن لپ تو را چو یاقیان می مکمش

یک روز که تو به چنگ من می افتی