تحلیل فیلم گاو
این مطلب عینا و بدون دخل و تصرف ارائه می شود
مشد حسن گاوش را برده صحرا
این ده هم که یک گاو بیشتر نداره.
تحلیل جامعه شناختی فیلم گاو به کارگردانی داریوش مهرجویی بر اساس نوشته ای از غلامحسین ساعدی به نام عزاداران بیل.
روستا نماد جامعه ایرانی است و دیوانه وجدان آگاه جمعی بشری است که همه او را از خود میرانند واز او و چشمهای تیز بینش بیزار و جوانی که از شهر برگشته از همه بیزارتر.گاو بت ذهنی انسانهای محروم روستا است و مشد حسن متولی ان .
گاو مشد حسن میمیرد و هر کس به دنبال تبیین علت ان است .عده ای بیگانگان(توهم توطئه) یا بلوری ها رادر روستای مجاورمسبب مرگ گاو و عده ای نیز جادو و جنبل را علت میدانند(شمنیسم یا خرافات) و هیچ کس به دنبال کشف مجهولی نیست بلکه دوست دارند سوالات خود را از مشد اسلام بپرسند!مشد حسن که از شهر بر میگردد در غیبت خود متوجه مرگ گاو میشود و نمیتواند قبول کند که بت زندگی اوکه از او هویت میابد(فتیشیسم یا بت وارگی) از بین رفته است به فکر درمان او میافتند از طریق دعا و ایین خرافی (تبیین دینی) .اینجاست که مشد حسن خود گاو میشود و خود را گاو می انگارد مردم ابتدا مقاومت میکنند ولی بعد میپذیرند که مشد حسن گاو شده است و دست و پای او را بسته و مثل گاو با او برخورد میکنند...و مشد اسلام که او را با تنی چند به شهر جهت مداوا میبرند به مشد حسن میگوید :برو حیوون ،یالا حیوون..
گاو مشد حسن نمود عشق متعالی جامعه ایرانی است که در درون هر کسی وجود دارد و انگاه که در جهان اجتماعی نمیتواند(محرومیت نسبی و جنسی و الخ...) بروز پیدا کند تبدیل به امید واهی و پدیده فرار از ازادی(اریش فروم)میگردد
و سرانجام ان عشق پاک درون ادمی به یک گاو(به صورت تمثیلی) تبدیل میشود و لگد مال میگردد و انجا اینجاست که ماهی ها سنگ میشوند ....
جامعه بتی میسازد از ان در مقایسه با سایر بت ها خسته میشود و ان را میشکند و بت دیگری بر جای او مینشاند .و عادت تاریخی به این رخداد...
نوشته شده توسط: ا.ا. معروف به گاو مشد حسن
آخرين برگ سفرنامه باران اين است