حکایت پیاز فروش دوره گرد!!!!!

 

 

آهاي آهاي اهل حال

 زنبيل و وردار بيار

 

دارم چيزاي ارزون

سيب و خيار و زيتون

 

سيب زميني پشندي

يه چيز بگم بخندي

 

آزادي انديشه

بدون پياز نميشه!!! 

 

گمان نكنيد مورخ باشي فقط خوره تاريخ دارد و چار تا جمله از اين گوشه و آنگوشه برداشته و شده آتش بيار معركه و اسب فصاحت در ميدان بلاغت مي راند و دنباله رو آن شاعر عليه العنه اي شده  كه فرمود :

تاريخ بخوان تو اي پسر جان

تا خر نشوي تو سهل و آسان

نه داداش گلم!! از اين خبرا نيست مورخ باشي درست است كه تاريخ را دوست مي دارد و به نوعي سينه چاك چاكر صفت اين رشته طويل و بي انتهاست اما دوست دارد كمي هم مزاح قاطي كارش باشد و كمي هم ملت به ريشش بخندند . البته خندیدن چیز بدی نیست همانطور که آرزو بر جوانان عیب نیست! هر چند  که این روزها خندیدن هم کار سختی شده و برای خندیدن و خنداندن یک نفر حرفهای صدتا یه غاز ما که سهل است هزار و یک قلم قلقلک هم روی ابنا بشر پیاده کنی محال است بتوانید یک لبخند خشک و خالی دشت کنی چه رسد به اینکه مثل قدیم ندیم ها بتوانی دندانهای افراد را هم بشماری!!علي ايحال براي اينكه بيكار نباشيم و شلنگ تخته اي انداخته باشيم به نقد و تفسير شعر وزين «آهاي آهاي...» مي پردازيم؛

شاعر در مصرع نخست ، تمامي اهل حال ها را مورد خطاب قرار داده ، كه اين خود از شادابي شعر حكايت دارد ونيز ممكن است شاعر خداي ناكرده زبانم لال، در حالت نعشگي و به اصطلاح امروزي ها در فضا، اقدام به سرودن شعر نموده است و از آنجا كه طبق قضيه منطقي و صغري و كبري، ما اين قضايا را خواهيم داشت كه ؛ هر نعشه اي در فضا است (صغري) و هر فضا نوردي معتاد است(كبري) پس شاعر ها آدم بدي هستند(نتيجه) ما در مي يابيم كه شعر آغاز قشنگي دارد !

و اما در مصرع دوم، شاعر با تمام حواس پرتي و چشم سفيدي به تشویش اذهان عمومی پرداخته، از تمام اهل حال ها در خواست مي كند كه زنبيل به دست به طرف او بيايند  كه اين قسمت البته به خاطر نتيجه گيري هاي مخالف حقوق بشري و برخي ملاحظات اخلاقي و عرفاني تفسير نمي شود.

در بيت دوم گويا شاعر از فضاي گراني حاكم و تورم سوء استفاده كرده و در صدد تبليغات انتخاباتي است هر چند ممکن است خود این موضوع را انکار کند و بگوید حتی گرانی در کار نیست چه رسد به اینکه در صدد تبلیغات باشد اما اشتباه فکر کرده است ما که این دندانها را در آسیاب سیاه نکره ایم کلی دود و دم خورده ایم وسرد و گرم کشیده ایم! شاعر به دروغ شعارهایی باب میل عوام داده است تا خود راآدم محبوب و احیاناً منجی نشان دهد  چراكه(به فرض محال) ممكن است كه بتوان سيب و خيار را به صورت درهم با قيمتي پايين تر از قيمت هاي بقالي ها، از فروشندگان دوره گرد خريد اما زيتون چيزي نيست كه بشود آنرا به بهايي كمتر از كيلويي پنج هزار تومان تهيه كرد. لذا نتيجه مي گيريم كه تبليغات انتخاباتي را نبايد زياد جدي گرفت!

در بيت سوم شاعر با ياد آوري گراني سيب زميني پشندي، به تناقض گويي پرداخته و با  لودگي خود را آدم خوشمزه اي نشان داده  و ما را به خنديدن در حين بي پولي دعوت مي كند. كه اين خود حكايت از آن دارد كه شاعر مبتلا به بيماري اسكيزو فرني و يا دچار روان پريشي و اختلال دو شخصيتي است.

اما الحق والانصاف  شاعر به نيكي از پيازي نام برده كه در جای جای ادبیات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی ما ریشه دوانده و اسم و رسمی به هم زده است شاید شما فکر کنید که شاعر در بیت اخیر کمی پیاز داغش را زیاد کرده و دو مقوله  غیر مرتبط را بی حساب و کتاب به هم مربوط دانسته است اما خبط نکنید که مورخ باشی حساب کار دستش است و همینطورالکی سخن پراکنی نمیکند و و ابزار تبلیغاتی هر کس و ناکسی نمی شود چه رسد به یک شاعر زپرتی که نه آوازه ای دارد و نه آوازی . لذا برای استواری کلام ، با اطمینان تام، قصيده بلند  مرحوم مغفور شادروان نوركور،شاعر قصيده سراي شهير كه در وصف پيازسروده شده است را  متذکر می شوم  كه متاسفانه مصرع اولش يادم نيست و مصرعهاي بعدي هم كه اصلا سروده نشدند و ايشان قبل از سرودن مصرعهاي اخير جان به جان آفرين تسليم كرد.(روحش شاد )

اما نتيجه گيري اخلاقي اين قصیده اين است كه شاعرها حتي اگر تاريخ هم بدانند تغييري در نرخ تورم نخواهد كرد و پياز ارزان نخواهد شد!